محمد مهدى ملايرى

335

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

خبر نه بيان سرگذشت اين زمين‌ها است كه آن را در جاى ديگر هم مىتوان يافت « 1 » بلكه اشاره به اين نكته است كه وقتى با مسايل بسيار اساسى عمران اين منطقه كه همواره از بيشترين اهتمام و توجه دولتها برخوردار بوده با چنين كينه‌توزيها برخورد مىشده از آن جز چنان ويرانىهائى به بار نمىآمده . در يكى از گفتارهائى كه پيش از اين دربارهء نظام آبيارى در ايران و در همين سرزمين سورستان يا سواد گذشت در آنچه به نظام مالى و حقوقى آن نظام مربوط مىشد و باعث سامان يافتن آن مىگشت ، دو متن از نوشته‌هائى كه به دوره‌هاى مختلف تاريخ ايران بازمىگشت نقل گرديد كه يكى از آنها از سنتهاى روايت شده در تاريخ ايران از دورهء باستانى و هنگام پادشاهى منوچهر بود از طبرى ، و ديگرى از اخبار دورهء ساسانى و زمان قباد و انوشيروان بود از ياقوت به روايت يزيد بن عمر الفارسى . در اين دو متن ، كه هردو مربوط به سدّ و بندهاى رودخانه‌ها و كندن رودها و نهرها و ايجاد تأسيسات آبيارى و تعمير خرابىهاى آن‌ها مىشد ، آمده بود كه مخارج همهء اينها با سلطان است و مىبايستى از بيت المال پرداخت شود و آنچه از مخارج بر عهد كشاورزان قرار مىگرفته از هنگامى بوده است كه آب در روستاى ايشان در اختيارشان قرار مىگرفته ، و در آن اخبار اين هم آمده بود كه اگر روستائيان براى پرداخت سهم خود توانائى نداشته باشند از بيت المال پرداخت شود و به اقساط ساليانه از آنها وصول گردد و بدين‌سان بوده است كه امر آبيارى در همه مراحل آن همواره از نظم و سامانى شايسته برخوردار بوده است . شكسته شدن سدّ و بندها در اين استان و غرق سرزمينهاى حاصل‌خيز جنوب آن و مبدل شدن سه تسو از چهار تسوى آن به ماندابهائى پايدار و ماندنى ، كه اثرى از نابسامانيها و نمودارى از اوضاع آشفته آن روزگار بود ، نقطهء عطفى در تاريخ اين دوران گرديد كه بدون وقوف بر آن و عوامل ايجادكننده و پىآمدهاى گوناگون آن درك صحيح تاريخ اين دوران به درستى ميسر

--> ( 1 ) . در كتاب الخراج قدامة ، المسالك ، ص 241 .